أبو ريحان البيروني ( مترجم : اكبر دانا سرشت )

301

آثار الباقيه ( فارسى )

و روميان گويند كه زردشت از اهل موصل بود و مقصد ايشان از كلمه موصل از حدود آذربايجان تا حدود موصل بود . چنان كه آمونيوس در كتابى كه در آراء فلاسفه نوشته مىگويد يونانيان درباره زردشت بر اين عقيده‌اند كه فيثاغورث را دو شاگرد بود كه يكى فلايوس و ديگرى را فيلوكوس مىگفتند و فلايوس ببلاد هند رهسپار شد و برهمن كه براهمه به دو منسوبند هفت سال شاگرد وى بود و برهمن آراء فيثاغورث را بياموخت و چون فلايوس مرد برهمن عقايد خود را بر وفق آراء فيثاغورث ترتيب داد و فيلوكوس ببابل رفت و وارتوش كه به زردشت پسر پورگشسب و مشهور به سفيد تومان است نزد او شاگردى كرد و زردشت عقايد خود را از فيلوكوس ياد گرفت و پس از مرگ فيلوكوس زردشت به كوه سبلان رفت و چندين سال در آنجا بماند و اوستا را در آن كوه تكميل كرد . حق اين است كه زردشت آذربايجانى بود زيرا در كتاب مواليد مىگويد كه با پدر خود به حران آمدوشد مىكرد و آلبوس حكيم را ملاقات كرد و از او استفاده نمود . در كتابهاى تاريخ ذكر كرده‌اند كه در آخر پادشاهى شاپور ذى الاكتاف گروهى بوجود آمدند كه با كيش زردشتى مخالفت نمودند و آذرباد مارسپند كه از خاندان دوسر پسر منوچهر بود با آن گروه بحث كرده و بر آنان چيره شد و خواست كه آيتى به آنان نشان دهد اين بود كه امر كرد مس را بگدازند و بر سينه او ريزند و چون مس گداخته بر او ريختند زيان از اين كار ندهد و شاپور از آن وقت اولاد او را با اولاد زردشت موبد موبدان گردانيد و زردشتيان جز به كسى كه بايمان و دين او مطمئن باشند اجازه نمىدهند كه كتاب اوستا را بخواند و شخصى كه در مذهب زردشت عالم به اوستا شود بايد علماى دين كاغذى بنويسند و بدست او بدهند كه چنين اجازه‌اى به دو داده شده كه اگر كسى بر او ايراد كرد كاغذ را به جهت احتجاج ارائه دهد . اوستا را در خزانه دارا بن دارا پادشاه ايران نسخه‌اى بود طلاكارى شده كه